نبودم که بگویم مبارک!
مبارک باشد این همه زیبایی...این همه بهار!
گرچه نبودنم و نگفتنم کسی را نرنجاند و اصلا انگار کسی نفهمید!
حال آنکه می دانم مقصر خودمم٫ بهتر! تا بفهمم هیچ چیز جای هیچ چیز را نمی گیرد٬ مهم تر اینکه هیچ "کس" جای هیچ "چیز"را نمی گیرد!
ممنون از تمام کســـــــــــــــــــــــــانی که سراغم را نگرفتند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
هوا گرم که باشد...
آفتاب که باشد...
عینک سیاهت را که سایه ی چشمانت کنی٬ بین تونل ها آفتاب آنقدر تند هست که به در آوردن و زدن عینک نیرزد!
تونل که تاریک باشد...
عینک سیاهت را که سایه ی چشمانت کنی چیزی نمی بینی مگر قرمز نور ماشین ها...
حال آنکه می انگارم چیزی هم نمی شنوم!
همه چیز سیاه سیاه که باشد.
چیزی نمی بینی مگر سایه.
سایه نمی شود مگر آنچه تو می خوانی!
این بار اگر بترسی می گویی: نه! نبود!
گ:خوابت برد؟
س:نمی دونم!
گ:قلبت چرا انقدر تند می زنه؟
س:نمی دونم!
گ:...
س:...
س:ــــــــــــــــــــ
گ:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ !!!
پ.ن:خیلی سعی می کنم انقدر شخصی نشه٬ نمی شه!
