تبليغاتX
سایه ی پاییز
شنبه سی ام شهریور 1387
تو امروز را خوب به یاد داری٬ من انگار نه!

روزم را با امید فراموش کردن چرایی یک روز آغاز می کنم.

-چرا؟

خودم هم نمی دانم!

من فقط داشتم لحظه را می گذراندم.

از کجا می دانستم چون تویی امروز را هرگز فراموش نمی کند؟!

...
  3:0 AM   گل سانا  | 

پنجشنبه هفتم شهریور 1387
من از دوست داشتم فقط لحظه ها را می خواستم!

آن لحظه که تو را به نام می خواندم!

 

 

 

هلیا...

هلیا...

هلیا...

 

پ.ن:ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!

...
  9:26 PM   گل سانا  |